در زبان های مختلف در سراسر دنیا اصطلاحات و ضرب المثل های زیادی راجع به غذا وجود دارد که مشخصا به خصوصیت هر غذا اشاره میکند. در این مقاله تعدادی از این اصطلاحات که در کشورهای مختلفی به کار می رود را بررسی می کنیم:

در زبان انگلیسی:

Being full of Beans:

این اصطلاح به معنای این است که فردی بسیار پر انرژی است،  به کاربردن Bean یا لوبیا در این جا به این دلیل است که لوبیاها سرشار از کربوهیدرات ها و مولکول های انرژی می باشند.

Icing on the cake:

این اصطلاح زمانی به کار برده می شود که چیزی شرایط موجود را بهتر کرده است. در واقع شرایطی که باعث بهتر شدن اوضاع شده است.

As cool as cucumber:

این اصطلاح به معنای آرامش داشتن و خونسرد بودن می باشد. زیرا cucumber یا خیار ها دارای مولکول های انرژی نیستند و در یخچال نگهداری می شوند.

در زبان فرانسوی:

To have bread on the plate:

این اصطلاح به معنای این است که کارهای زیادی برای انجام دادن داشته باشیم.

To do a cheese of it:

این اصطلاح به معنای مبالغه کردن و بزرگ کردن بیش از حد یک شرایط و موضوع می باشد.

در زبان روسی:

The forbidden fruit is sweetest:

این اصطلاح به معنای این است که وقتی شما را از انجام کاری منع می کنند شما به انجام آن کار مشتاق تر و حریص تر می شوید.

To hang noodles on someone’s ears:

این اصطلاح به معنای دروغ گفتن به کسی و فریب دادن او است.

در زبان اسپانیایی:

To mind a cucumber to someone:

 این اصطلاح برای شرایطی به کار برده می شود که می خواهید به کسی بگویید راجع به هیچ چیز نگران نباشد.

To have a cocoa mind:

این اصطلاح به معنای گیج و مبهم بودن راجع به موضوعی است.

در زبان هندی:

A cumin seed in a camel’s mouth:

این اصطلاح به پیشنهادی گفته می شود که به اندازه کافی خوب نیست و کم است.

An eggplant on a plate:

این اصطلاح برای افرادی به کار برده می شود که نمیتوان به راحتی به آن ها اطمینان کرد.

آیا بعد از خواندن این اصطلاحات متوجه این موضوع شدید که  بیشتر آن غذاهایی که در هر زبان در اصطلاحاتشان استفاده شد جز غذاهای معمول و رایج آن کشور است و از فرهنگشان ناشی میشود؟ مثلا نان و پنیر برای فرانسه، لوبیا برای کشورهای انگلیسی زبان و زیره برای هند.